در شرایطی که رکود، تورم، افزایش هزینه تأمین مالی، محدودیتهای صادراتی و کاهش سرمایهگذاری همزمان بر بنگاههای صنعتی فشار وارد میکنند، اخوان، مشاور مدیریت و تحلیلگر صنعت، معتقد است حتی در دل دورههای رکودی نیز فرصتهایی برای توسعه وجود دارد؛ اما این فرصتها دائمی نیستند و مدیران باید پیش از تبدیل شدن آنها به تهدید، برای شناسایی و استفاده از آنها اقدام کنند.
به گزارش پایگاه خبری آریا دوک، اخوان، مشاور مدیریت و تحلیلگر صنعت، در «نشست فعالان تولید و صادرکنندگان فرش ماشینی جهت طرح موانع تولید و صادرات»، با بررسی شرایط اقتصاد کلان، نسبت به آثار همزمان تورم، رکود، افزایش هزینه تأمین مالی، محدودیت صادرات و کاهش سرمایهگذاری بر آینده صنایع کشور هشدار داد.
با این حال، محور اصلی صحبتهای او تنها هشدار درباره شرایط اقتصادی نبود. اخوان معتقد است حتی در دورههای رکودی نیز فرصتهایی برای شرکتها شکل میگیرد؛ فرصتهایی که برای استفاده از آنها زمان محدودی وجود دارد.
او در این نشست گفت:
«در دل تمام رکودها فرصتهای بینظیری وجود دارد.»
رشد نقدینگی و پایه پولی چه اثری بر صنعت میگذارد؟
اخوان در ابتدای تحلیل خود به متغیرهای اسمی و حقیقی اقتصاد اشاره کرد و افزایش حجم نقدینگی و پایه پولی را از جمله موضوعاتی دانست که باید در تصمیمگیری مدیران صنعتی مورد توجه قرار گیرد.
به گفته او، تغییر این متغیرها در نهایت میتواند خود را در گردش پول، میزان کالاها و سطح قیمتها نشان دهد. به همین دلیل، مدیران بنگاههای صنعتی نمیتوانند تحولات اقتصاد کلان را مسئلهای خارج از فضای کسبوکار خود در نظر بگیرند.
یکی دیگر از موضوعاتی که اخوان بر آن تأکید کرد، افزایش هزینه استقراض برای بنگاهها بود.
از دیدگاه او، افزایش هزینه تأمین مالی میتواند به یک تهدید جدی برای صنعت تبدیل شود؛ بهخصوص زمانی که تأمین مالی گرانتر، فشار بیشتری بر هزینههای تولید و قیمت تمامشده وارد کند.
دوگانه دشوار رکود و تورم
بخش دیگری از صحبتهای اخوان به دشواری سیاستگذاری در شرایط همزمان رکود و تورم اختصاص داشت.
به تحلیل او، سیاستهایی که برای کنترل تورم به کار گرفته میشوند ممکن است فشار رکودی را افزایش دهند و در مقابل، برخی سیاستهای تحریککننده اقتصاد و مقابله با رکود نیز میتوانند فشارهای تورمی ایجاد کنند.
این شرایط برای بنگاههای صنعتی اهمیت زیادی دارد؛ چراکه شرکتها ممکن است بهطور همزمان با کاهش تقاضا، افزایش هزینههای تولید و گرانتر شدن منابع مالی مواجه شوند.
در چنین محیطی، تصمیمگیری صرفاً بر اساس الگوهای گذشته میتواند برای شرکتها پرریسکتر باشد و مدیران نیاز دارند شرایط جدید بازار و اقتصاد را بهصورت مستمر بررسی کنند.
محدودیت صادرات و افزایش نرخ ارز؛ حلقه دیگری از فشار بر تولید
اخوان در ادامه به محدودیتهای صادراتی اشاره کرد و آن را یکی از عوامل مؤثر بر بازار ارز دانست.
او همچنین اختلاف میان صادرات و واردات و کاهش سرمایهگذاری در کشور را از جمله متغیرهایی عنوان کرد که باید در ارزیابی شرایط آینده اقتصاد مورد توجه قرار گیرند.
بر پایه مجموعه این متغیرها، اخوان پیشبینی کرد که رشد اقتصادی در سال ۱۴۰۵ میتواند منفی شود.
این بخش از صحبتهای او یک پیشبینی تحلیلی است و تحقق آن به روند متغیرهای اقتصادی و تحولات ماههای آینده بستگی خواهد داشت.
هشدار درباره تعطیلی واحدهای صنعتی
نگرانی اصلی اخوان زمانی جدیتر میشود که تحلیل شرایط اقتصاد کلان به وضعیت واقعی کارخانهها و بنگاههای تولیدی پیوند میخورد.
او پیشبینی کرد در آینده نزدیک احتمال مواجهه با تعطیلی تعداد بیشتری از واحدهای صنعتی وجود دارد و تأکید کرد این مسئله تنها به صنعت نساجی محدود نیست و میتواند صنایع دیگری را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
اما در کنار این هشدار، یک پرسش اساسی مطرح میشود: راهکار بنگاهها برای مواجهه با چنین شرایطی چیست؟
اخوان در پاسخ، بر ضرورت ارتقای دانش مدیریتی و استفاده از ظرفیت مشاوران تخصصی تأکید کرد.
مدیر صنعتی آینده فقط با تجربه نمیتواند شرکت را اداره کند
از نگاه اخوان، یکی از راههای مواجهه با شرایط پیچیده پیشرو، قرار گرفتن مدیران در مسیر یادگیری و مجهز شدن به دانش روز مدیریت است.
مسیر دیگر، استفاده سازمانها از مشاوران تخصصی در حوزههای مختلف است.
این دیدگاه بر یک تغییر مهم در شیوه مدیریت بنگاههای صنعتی تأکید دارد: تجربه صنعتی همچنان ارزشمند است، اما در محیطی که اقتصاد، بازار، فناوری و رفتار مشتری با سرعت تغییر میکنند، تجربه گذشته بهتنهایی برای تصمیمگیری درباره آینده کافی نیست.
مدیران نیاز دارند علاوه بر تجربه، توانایی تحلیل شرایط جدید، شناسایی مسئله و استفاده از دانش تخصصی را نیز در سازمان خود تقویت کنند.
مسئله واقعی شرکت ممکن است همان چیزی نباشد که مدیر میبیند
یکی از بخشهای قابل توجه صحبتهای اخوان به مفهوم «مسئلهیابی» در سازمان اختصاص داشت.
او با تشبیه یک سازمان به بیمار توضیح داد که اولین وظیفه مشاور، ارائه نسخه نیست؛ بلکه باید ابتدا مسئله واقعی سازمان را شناسایی کند.
به گفته او، ممکن است «علت بیماری» با چیزی که مدیر سازمان بهعنوان مشکل مطرح میکند متفاوت باشد و ریشه مسئله در بخش دیگری از کسبوکار قرار داشته باشد.
این تفاوت میان «نشانه» و «ریشه مسئله» میتواند برای بنگاههای صنعتی تعیینکننده باشد.
برای مثال، کاهش فروش یک نشانه است؛ اما علت آن ممکن است در محصول، قیمتگذاری، ساختار فروش، بازار هدف، مدل مدیریتی یا مجموعهای از عوامل داخلی و بیرونی قرار داشته باشد.
بنابراین، حل مسئله پیش از هر چیز به شناخت درست مسئله نیاز دارد.
شرکت باید هم در داخل و هم برای مشتری ارزش خلق کند
اخوان همچنین بر ضرورت خلق ارزش درونی و بیرونی در سازمانها تأکید کرد.
از نگاه او، سازمان باید از یک طرف برای خود و نیروهای انسانیاش ارزش ایجاد کند و از طرف دیگر، ارزش قابل لمس و قابل درکی برای مشتری بسازد.
این موضوع در شرایط رکودی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا زمانی که اندازه بازار کوچکتر و رقابت شدیدتر میشود، صرف حضور در بازار نمیتواند بقای یک شرکت را تضمین کند.
شرکتها باید بتوانند برای مشتری دلیل مشخصی برای انتخاب ایجاد کنند و در داخل سازمان نیز شرایطی برای حفظ و توسعه توانمندیهای خود فراهم کنند.
با این حال، اخوان تأکید کرد که حتی در چنین شرایطی نیز شرکتهایی وجود دارند که امکان توسعه و استفاده از فرصتهای موجود را دارند.
فرصتها تاریخ مصرف دارند
شاید یکی از مهمترین پیامهای مدیریتی مطرحشده در این نشست را بتوان در یک جمله خلاصه کرد:
«فرصتها زمان دارند؛ تاریخ مصرف دارند. اگر تاریخ مصرفشان بگذرد، تبدیل به تهدید میشوند.»
بر همین اساس، توصیه اخوان به مدیران صنعت این است که منتظر بازگشت شرایط اقتصادی به وضعیت عادی نمانند؛ بلکه فرصتهای موجود را شناسایی کنند، برای آنها برنامه داشته باشند و پیش از بسته شدن پنجره فرصت، وارد عمل شوند.
در واقع، رکود لزوماً به معنای توقف همه مسیرهای رشد نیست؛ بلکه میتواند شرایط جدیدی ایجاد کند که برای برخی بنگاهها فرصتهای تازهای به همراه داشته باشد.
هشدار برای آمادگی، نه سیاهنمایی
اخوان در پایان تأکید کرد که هدف از ارائه این تحلیلها، ترسیم تصویری سیاه از آینده اقتصاد و صنعت نیست.
او گفت:
«هدف ما از ارائه این مطالب این نیست که بخواهیم سیاهنمایی کنیم. هدف این است که صنعتگران و مدیران صنعت بدانند در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و با چه مسائلی روبهرو خواهند شد.»
از مجموع صحبتهای او میتوان یک پیام مشخص برای مدیران صنعت فرش ماشینی استخراج کرد: شرایط اقتصاد کلان الزاماً در اختیار بنگاه نیست، اما نحوه آماده شدن شرکت برای مواجهه با این شرایط، تا حد زیادی یک تصمیم مدیریتی است.
در دورهای که رکود، تورم، هزینه تأمین مالی و محدودیتهای صادراتی همزمان بر صنعت فشار وارد میکنند، توجه به کیفیت مدیریت، سرعت مسئلهیابی و توانایی شناسایی فرصتها میتواند برای بنگاهها اهمیت بیشتری پیدا کند.
فرصتهایی که ممکن است همیشگی نباشند و در صورت بیتوجهی، به جای ایجاد مسیر تازهای برای رشد، به تهدیدی برای کسبوکار تبدیل شوند.
منبع: اظهارات اخوان، مشاور مدیریت و تحلیلگر صنعت، در «نشست فعالان تولید و صادرکنندگان فرش ماشینی جهت طرح موانع تولید و صادرات».