وضعیت بحرانی صنعت فرش ماشینی ایران در اثر تحریم و فرسودگی تجهیزات
صنعت فرش ماشینی ایران که سالها بهعنوان یکی از نمادهای قدرت نساجی کشور شناخته میشد، امروز درگیر ترکیبی از چالشهای ارزی، صادراتی و ساختاری است. با وجود ظرفیت تولید بیش از ۱۴۰ میلیون مترمربع در سال و بازارهای فعال در منطقه، این صنعت بهجای رشد، در مسیر فرسودگی قرار گرفته است.
در حالیکه ترکیه با صادرات سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار فرش ماشینی توانسته سهم قابلتوجهی از بازار جهانی را در اختیار گیرد، ایران تنها حدود ۲۷۰ میلیون دلار صادرات دارد؛ رقمی که طی سه سال گذشته از ۳۵۰ میلیون دلار کاهش یافته و بنا بر پیشبینی کارشناسان، احتمال افت بیشتر آن نیز وجود دارد.
از دست رفتن بازارها؛ تحریمها و سیاستهای سختگیرانه
تحریمهای مالی، بانکی و بیمهای عملاً مسیر صادرات مستقیم را بسته است. امروز صادرکنندگان ایرانی مجبورند کالاهای خود را از طریق کشورهایی مانند ترکیه و امارات ارسال کنند—راهی پرهزینه و پرریسک که سود صادرات را به حداقل میرساند.
افزون بر این، اعمال دوباره سازوکارهایی مانند اسنپبک و افزایش محدودیتهای بانکی باعث شده خریداران خارجی با احتیاط بیشتری عمل کنند. بسیاری از مشتریان دیگر حاضر به پرداخت پیشپرداخت نیستند و تنها پس از دریافت کامل محموله در کشور مقصد، تسویه حساب میکنند؛ تغییری که فشار نقدینگی شدیدی بر دوش تولیدکنندگان گذاشته است.
در کنار این موانع، نبود روابط سیاسی با برخی کشورهای منطقه مانند بحرین، مصر و عربستان نیز دسترسی ایران به بازارهای جدید را دشوار کرده است. حتی در کشورهای همسایه، موانع بانکی و تعرفهای موجب شده صادرکنندگان برای رقابت، به اظهار قیمتهای غیرواقعی و کاهش حاشیه سود روی آورند.
بحران نوسازی؛ ماشینآلات در آستانه فرسودگی
یکی از بزرگترین تهدیدها برای آینده این صنعت، فرسودگی ماشینآلات است. طی دو سال گذشته، تقریباً هیچ ماشین جدیدی وارد کشور نشده و واردات تجهیزات نو با نرخ ارز ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومانی، صرفه اقتصادی خود را از دست داده است.
کارشناسان هشدار میدهند که اگر این روند ادامه یابد، تا ۱۰ سال آینده بخش بزرگی از صنعت فرش ماشینی ایران با ماشینآلات مستهلک و غیررقابتی فعالیت خواهد کرد؛ وضعیتی که میتواند به از دست رفتن کامل سهم ایران در بازار جهانی منجر شود.
از سوی دیگر، روند تخصیص ارز برای واردات بسیار کند است. بسیاری از ماشینآلات ماهها در گمرک باقی میمانند و تولیدکنندگان ناچارند برای ترخیص آنها هزینههای اضافی دموراژ پرداخت کنند. در مواردی دیده شده است که ماشینآلات خریداریشده تا ۹ ماه در گمرک معطل ماندهاند، در حالی که سرمایه تولیدکننده در این مدت بلوکه میشود.
گرههای ارزی و اداری؛ از تخصیص مواد اولیه تا ترخیص کالا
فرآیند تأمین مواد اولیه نیز با مشکلات مشابهی روبهروست. حتی زمانی که سهمیه ارزی تخصیص مییابد، روند دریافت آن ۴ تا ۵ ماه به طول میانجامد. در مواردی، ریسندگان نخ اکریلیک تا ۸ ماه منتظر تخصیص ارز ماندهاند، در حالی که تولیدکنندگان پاییندست ناچارند با ذخایر محدود کار کنند.
در چنین شرایطی، بسیاری از کارخانهها مجبورند پول خرید مواد اولیه را شخصاً پرداخت کنند و بعد از ماهها، تخصیص رسمی آن را از بانک مرکزی دریافت کنند—رویهای که نه تنها غیرشفاف، بلکه ضدتولید است.
سهم از بازار جهانی؛ از رؤیا تا واقعیت
در حالی که ایالات متحده بزرگترین بازار فرش ماشینی جهان محسوب میشود، ایران هیچ دسترسی مستقیمی به آن ندارد. ترکیه سالانه یک میلیارد دلار فرش ماشینی تنها به بازار آمریکا صادر میکند—چهار برابر کل صادرات ایران به همه کشورها.
در حوزه فرش دستباف نیز وضعیت بهتر نیست. صادراتی که روزگاری بیش از یک میلیارد دلار ارزش داشت، امروز به کمتر از ۵۰ میلیون دلار رسیده است. در حقیقت، فرش دستباف ایرانی که زمانی سفیر فرهنگی ایران در جهان بود، حالا جایگاه خود را به رقبا واگذار کرده است.
صنعت در خطر خاموشی
ترکیب رکود بازار داخلی، تحریمهای بینالمللی، کندی نوسازی، و سیاستهای غیرشفاف ارزی، صنعتی را که زمانی نماد هنر و مهارت ایرانی بود، به مرز بحرانی رسانده است. بسیاری از تولیدکنندگان اذعان دارند که هدفشان دیگر سود نیست؛ بلکه تنها تلاش برای بقاست.
صنعت فرش ماشینی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای جدی و اصلاحات ساختاری است—از بازنگری در سیاستهای ارزی و تجاری گرفته تا تسهیل واردات ماشینآلات و بازگشت اعتماد به بازارهای بینالمللی.
اگر این مسیر ادامه یابد، ممکن است روزی برسد که فرش ایرانی، نه بهدلیل اصالت و کیفیت، بلکه بهعنوان یادگاری از صنعتی فراموششده در خاطرهها بماند.